صادقبشیره
سردبیر ماهنامه خط بهشتی
بازگشت به صفحه اصلی

از انقلاب اسلامی تا جمهوری اسلامی

سیر مختصری در حال و هوای انقلاب ۵۷، مرور خاطرات، مشاهده فیلم‌ها و بررسی شواهد، اسناد، کتب و جریانات مخالف نظام شاهنشاهی، حاکی از آن است که عملکرد شاه در مواردی موجبات اعتراض را فراهم آورده و رفته‌رفته این اعتراضات و انتقادات تبدیل به مبارزه از سوی گروه‌های مختلف و منتقد با حکومت گشته و هر روز این آتش به راه افتاده شعله‌ورتر می‌شده است که در چنین شرایطی حضور شخصیت با نفوذی چون امام خمینی(ره)، خیل عظیمی از مردم را متوجه ساخت تا قیامی بزرگ شکل گرفته، ملت علیه حکومت بسیج و جریانات مختلف برای سرنگونی آن با یکدیگر متحد شوند. این تجمع ذیل بیرق امام راحل، از برای آب و برق رایگان نبود. اعتبار روحانیت و اسلام میان مردم، وعده‌های امیدوارکننده امام در مورد نظام اسلامی و آرمان‌هایش بود که این جماعت را برای قیام علیه پهلوی با خمینی همراه می‌کرد. کافی است نگاهی به سخنرانی‌های پیش از انقلاب امام و صحیفه نور ایشان داشته باشیم و خود را در فضای سالهای منتهی به انقلاب فرض کنیم. در چنان شرایطی و با چنین آرمان‌هایی، ما هم اگر بودیم، مجاب به انقلاب می‌شدیم و مشتاقانه دل در گرو فرشته‌ای داشتیم که از پس دیو در می‌آید و ظلمات را به نور تبدیل خواهد کرد.

اما اینک که بیش از چهل سال از انقلاب اسلامی گذشته، متاسفانه باید گفت که قسمت قابل توجهی از آن آرمان‌ها محقق نشده است. در کمال تاسف باید گفت که گویی انگار امروز، جمهوری اسلامی خود مخاطب برخی از فیلم‌های انقلابی است که علیه و در اعتراض به پهلوی ساخته شده و حالا صدا و سیما به مناسبت ایام آنها را پخش می‌کند.

نگارنده قصد آن ندارد که در این یادداشت مختصر یک به یک آرمان‌های انقلاب را بر شمارد و بررسی کند که کدامیک محقق شده و نشده است. بسیاری از مسائل نیز عیان است و حاجت به بیان ندارد. لکن به نظر می‌رسد که از میان آرمان‌های مطروحه یکی از آنها هم از اهمیت فراوان و مبنایی برخوردار باشد و هم به نوعی باید آن را فلسفه وجودی جمهوری اسلامی دانست و حال نظام را با آن فلسفه تطبیق داد تا از ورای آن به این نتیجه رسید که این حکومت چه میزان به آن هدف دست‌یافته و خودش در مقایسه با خودش از عملکرد خویش در این رابطه رضایت دارد یا خیر؟ آیه ۲۵ سوره حدید به عنوان مهمترین هدف از ارسال رسل و بعثت انبیاء، برقراری قسط، میزان و عدالت میان مردم را مطرح می‌نماید

که این جمهوری اسلامی چنانچه خود را وارث انبیاء الهی می‌داند، مبنای وجود و رسالتش همین برقراری عدل و داد است. پس این موضوع را می‌توان به عنوان مهمترین آرمان و مسئله جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داد. بخصوص که عدالت به خودی خود بستر سایر آرمان‌ها نیز هست و بود و نبودش در کم و کیف سایر مسائل نیز اثر دارد. شاید اگر کسی جز رهبر انقلاب می‌گفت که ما در این موضوع عقب مانده‌ایم، به شدت مورد هجوم این و آن قرار می‌گرفت اما شکر که بازنشر سخنان ایشان در این رابطه ما را از انواع اتهامات می‌رهاند و کار را بر ما آسان‌تر می‌کند.

مردم را اگر بتوان در نظر با جمهوری اسلامی همراه و توجهات را به حقانیت اهداف و آرمان‌های آن جلب کرد، تازه به این می‌رسیم که برای نیل به این اهداف و آرمان‌ها باید ایستادگی کرد و در برابر زورگویان عالم مقاومت نشان داد. مقاومت هزینه دارد. تاریخ بارها اثبات نموده که هزینه مقاومت کمتر از سازش است و اینها را مردم نیز متوجه می‌شوند. این مردم همان مردمی هستند که در انقلاب و جنگ و هر جا که لازم بوده، هزینه داده‌اند اما کار از آنجا گره میخورد که مردم می‌گویند آیا مقاومت فقط برای ماست؟ ما کم بخوریم و مسئولان ما روز به روز فربه‌تر شوند؟ فرزندان ما برای وطن شهید شوند و فرزندان حضرات در اروپا و آمریکا تحصیل کنند؟ ما در ناصرخسرو پی این دارو و آن دارو باشیم و آقایان برای درمان به دیار کفر روانه شوند؟ کوخ‌های حاشیه شهر ما خراب شود تا کاخ‌های مجلل آنها از زمین سر بر آورد؟ ما در قرعه‌کشی تیبا باشیم و نماینده ما دنا سوار شود؟

مفهوم مخالف عقب‌ماندگی در عدالت، ازدیاد تبعیض است و بی‌تعارف ما امروز با این معضل دست و پنجه نرم می‌کنیم اما اگر در گام اول درگیر تثبیت خود و آزمون و خطا بوده‌ایم و عذرمان را بتوان موجه دانست، دیگر در گام دوم جای عذر و بهانه و خطا نیست و این مردم هم تا ابد با این نظام عقد اخوت نخوانده‌اند. همراهی با نظام در گرو تحقق این اهداف است.‌ جمهوری اسلامی بدون این آرمان‌ها تهی از ماهیت خود است و اساسا در این حال بود و نبودش چه فرقی دارد؟

اکنون که فشارهای خارجی، مزید بر علت شده تا معیشت مردم دچار مشکل شود، توجه به تبعیض اقتصادی بیش از پیش اهمیت دارد. آرمان‌های انقلاب هر چقدر هم که حق و حسن باشد، به قول معروف خداوند در گرسنگی عبادت نمی‌شود و از دری که فقر آید ایمان برون شود. برای بسیاری از مردم شاه و آیت‌الله، پهلوی و جمهوری اسلامی، شرقی و غربی و غیره فرقی ندارد به شرط آنکه معیشت آنان تامین شود. مردم برای اینکه به مادیات قانع نباشد و معنویاتشان درست شود، باید لااقل از نیازهای اولیه مادی بی‌نیاز شوند. مردم تعجب می‌کنند از نظامی که ریگی را در هوا شکار می‌کند، فعالیت موشکی و هسته‌ای دارد اما در جلوگیری از رانت و فساد و تبعیض عجز و رودربایستی و خودی و ناخودی نشان می‌دهد.

امروز کار بسیار سخت‌تر شده و شوخی بردار نیست. امروز که فضای مجازی هست و مردم به سرعت آگاه می‌شوند، سیلی زدن هزینه دارد. امروز نمی‌توان به راحتی و بدون دلیل دانشجوی تحصیل‌کرده را قانع کرد.

نمی‌شود برج روی برج بگذاریم و مردم را دعوت کنیم که اشکنه بخورند و لنگ ببندند. دیگر نظام کمتر تحمل هزینه دادن دارد و به عبارتی ما در شرایطی باید گام دوم را با انگیزه آغاز کنیم که مردم ما حساس‌تر، کم‌توان‌تر و کم‌تحمل‌تر شده‌اند و دیگر فرصت‌ برای اشتباه و خطا کم است. مناسبات جهانی تنگاتنگ و پیچیده‌تر شده است. نه شرقی نه غربی که جای خود، نمی‌شود هم رفیق دزد بود و هم شریک قافله. نمی‌شود هم دم از اقتصاد مقاومتی زد و هم برای عضویت در سازمان تجارت جهانی دست از پا نشناخت. در این میان دیگران نیز بیکار ننشسته‌اند. تازه بی‌عیب که باشی، برایت حرف در می‌آورند وای به این حال که یک جای کارت هم لنگ بزند. لذا می‌بایست یکبار دیگر آرمان‌ها و فلسفه وجودی نظام را مورد توجه قرار داده و چهل سال گذشته خود را بازنگری کنیم. خطاها، ضعف‌ها، مشکلات و علل آنها را جستجو نموده و در صدد رفع و رجوع و قدم برداشتن در مسیر صحیح باشیم.